
براين خواست ، قامت راست نكرده ام كه بنويسم قوم سيستاني تاريخي به بلنداي آفتاب دارد و شبان مهتابي در كنارة هامون فرمند ، نقل ستاره بر گيسوان اسطوره هايش مي زيرد و حماسه هايش در بهار زائي مردان ديرينه دانشورش باغ و بنفشه مي انگيزد . اما تاريخ را نمي توان به انكار نشست و از راست كرداري قومي ، سخن بر زبان نراند كه ياقوت روشن چشم سپيده دمان بلاد بوده و « يازدهمين جائي كه اهورامزدا آن را به بهترين وضعي بيافريد » سيستاني كه تو امروز مي بيني و من به سوگواريش پيراهن صبوري كلام ، چاك داده ام و خون خزان گلبانش را بر دست و روي منصور قلم
برچسب های مهم