
ضراره بن ضمره كه از ياران و خواص امير مؤمنان عليه السلام بود بر معاويه واردشد و معاويه خواست كه او را دستگير كند و به قتل رساند اما چون زهد و تقوا اشتغالاو به آخرت را ديد صرف نظر كرد و خواست او را بيازمايد، گفت: على را برايم توصيفكن. ضرار گفت: مرا معاف دار. گفت: تو را به خحق او سوگند مىدهم كه او را توصيفكنى. ضرار گفت: حال كه ناگزيرم، گويم: به خدا سوگند او بسيار دور انديش و نيرومندبود، به عدالت سخن مىگفت و با قاطعيت فيصله مىداد. علم از جوانبش مىجوشيد و حكمتاز زبانش فوران داشت، از زرق و برق دنيا وحشت داشت و با شب و تنهايى آن مأنوس بود،
برچسب های مهم